شرک سه , دو روز پیش آمد.
دور و بر خانه ی ما زمین تنیس است و مجانی می توانیم توی زمین بازی کنیم من و بابام هررور بعد از ظهر ها می رویم بازی می کنیم .
دو هفته ی دیگه مدرسه ی ما تمام می شود .امروز نرفتم مدرسه .من اصلا از هیچ مدرسه ای خوشم نمی آید. تنها مدرسه که دوست داشتم مدرسه ی معلم شهید بود این جا را هم کمی دوست دارم.مدرسه ی ما اصلا زنگ تفریح ندارد .برنامه ی مدرسه ی ما این است:
1_ از هشت تا نه صبحانه می دهند.
2_ساعت 9 مدرسه شروع می شود .9 تا 9:30 کلاس فوق العاده داریم موزیک ورزش کار دستی معلمی می اید در باره بدن حرف می زند .
3_بعد تا یازده درس می خوانیم .ریاضی و زبان
4-از11تا 11:10می رویم دستشویی خانم معلم هم با ما می اید
5-بعد دوباره می ایم کلاس و تا 12:10 درس می خوانیم .
6-بعد تا یک ربع به یک می رویم نهار.
7-از یک ربع به یک تا یک هم می رویم در پارک مدرسه بازی میکنیم.
8-می ایم کلاس یک بار مارا می برند دستشویی و تا سه درس می خوانیم .
9-ساعت3:05 زنگ مدرسه زده می شود و معلم با ما تا بیرون می اید همه با صف از کلاس خارج می شویم
10-مدرسه ما هیچ لباس مخصوصی ندارد و با هر لباسی می توانیم به مدزسه برویم و دختر پسرباهم درس می خوانیم .