فردا اولین روز مدرسه است و باید ساعت 6:30 پاشوم. خیلی دلهره دارم. دلم می خواهد هر چه را که حس می کنم به شما بگویم.
1: اولین دلشوره ی من این است اگر فردا کار اشتباهی بکنم چه می شود شاید معلم ها دعوایم کنند. ولی مادرم می گوید: مگر روز اول مدرسه کسی را دعوا می کنند؟ من می گویم اگر کر دند چی ابرویم می رود مادرم می گوید: اینجا آمریکاست اگر به دانش آموز توهین کنند یا او را کتک بزنند دانش آموز می تواند کاری کند که معلم و مدیر هر دو از مدرسه اخراج شوند ... در ثانی تو بچه باهوشی هستی و مهربان زودباهمه دوست می شوی ...من به مادرم گفتم همه مادرها خیال میکنند بچه اشان باهوش است ومهربان بعد یادم امد به مدرسه قبلی که یک روز با خوزه و جیم دعوا کردم و انها را به دفتر مدرسه بردند و من دلم برایشان سوخت نزدیک بود جلو همه گریه کنم چون جیم گریه می کرد و من می دانستم که پدرش نمی تواند از مکزیک به امریکا نزدا انها بیاید...اما خوزه پسر خوبی نبود باهمه دعو ا میکرد .
یکی از نگرانی های من این است یادم برود ان چیزهایی را که لازم است باخودم به مدرسه ببرم من از وقتی رفتم مدرسه راه رشد در ایران این جوری شدم. چون معلم ها زیاد بودند و خیلی خیلی سخت می گرفتند بر عکس مدرسه های این جا.