ریاضی

این مدت مشقول خواندن ریاضی بودم  تا از accelerated بروم به Double Accelerated. باید امتحان میدادم چون بین 500 نفر 30 تفر را قبول می کردند. خوش بختانه قبول شدم!

فکر نمی کنم هیچ دانش اموزی ازدرس خواندن زیاد خوشش بیاید اما گاهی ادم باید سختی بکشد تا در اینده غصه نخورد.

 

 

متکی

از همه ی شما که برایم کامنت می گذارید ممنون.

امروز خیلی دلم برای اقای متکی سوخت. بیچاره انگلیسی بلد نبود. خانم کریستین امانپور یک جلسه ای برای وزیران خارجه ی چند کشور ترتیب داده بود. همه انگلیسی حرف می زدند غیر از اقای متکی. وقتی که به او خندیدند من خیلی ناراحت شدم. می دانم که او دلش می خواست درست جواب بدهد اما چون انگلیسی نمی دانست سئوال ها را نمی فهمید.

اسپایدرویک

دارم کتاب اسپایدرویک را می خوانم. این کتاب را پدرم ترجمه کرده و در ایران چاپ شده. این کتاب پنج جلد است و من کتاب دومش را دارم می خوانم تا فارسی یادم نرود. هر روز ۲۰ صفحه داستان به فارسی می خوانم. وقتی این کتابرا تمام کردم می روم سراغ متن انگلیسی اش.

این هم کتاب دوم به انگلیسی

 

the curious case of benjamin button

ما دیروز رفتیم فیلم the curious case of benjamin button. خیلی قشنگ بود. هم من,مامانم و بابام از این فیلم خوشمان امد. درباره ی  مردی بود که پیر به دنیا می اید و جو ان می شود..به نظر من میتوانستند تکه هایی از ان را حذف کنند.

 

پلیس

امروز صبح رفته بودم خانه ی دوستم دانیال. وقتی که داشتم بر می گشتم ده تا ماشین پلیس بیرون خونه  شان  دیدم ! دو نفر با کلت! دو تا ادم روی زمین با دستهای بسته  یکی از پلیس ها رفت و جیب انها را گشت یک هفت تیرپیدا کرد اولین بار بود که اسلحه راستکی میدیدم فورا رفتم توی خانه دانیال و از تو اتاق دانیال از پشت شیشه با موبایلم عکس گرفتم هرکاری کردم نتوانستم عکس ها را برای شما بگذارم اگر می توایند مرا راهنمایی کنید بعد به مامانم زنگ زدم گفتم از خونه بیرون نیا گفت چرا گفتم برای اینکه کوچه پراز پلیس است داد زد نروی یه وقت پشت پنجره  فهمیدم که اشتباه کرده ام و الان است که مامانم بدو بدو بیایدو همین جوری هم شد.خیلی دلم میخواست ببینم پلیس ها چطوری دزدها را گرفته اند نمی دانم شایدهم دزد نبودند و یه کار بد دیگری کرده بودند .همه اش دارم فکر میکنم این همه ماشین چه طوری امدندکه ما صدایشان را نشنیدیم حتما یواش یواش امده اند کسی چه میداند.