تبليغاتX
چراغ جادو - قورباغه
چند روز پیش یک قورباغه تشریح کردیم. آن قدر  خوش گذشت که نگو. همه ی اعضاء قورباغه را دیدیم. دوستم چندشش می شد که به قورباغه دست بزند. همه ی بچه ها به قورباغه ها دست می زدند ولی دوستهم  دست نزد. قورباغه ها بوی چسب می دادند. بوی بدی نبود. نمی دونم شاید بچه ها از بویش بدشان می آمد.از امروز تعطیلات کریسمس شروع می شود دوهفته درس و مشق ندارم .برای پدرو مادرم  پول گذاشته ام توی پاکت گذاشته ام زیر درخت کاج راستش می خواستم انها را خجالت بدهم که برایم کادوی خوب بخرند اما انگاری خجالت نمیکشند چون بابام نمی خواد برام سی دی فوتبال بخره مامانم هم که دائم تو فکر نوشتن و مصاحبه و سرماخوردن یا نخوردن من است .اصلا مامانم دو تا کار بیشتر بلد نیست یکی داستان نوشتن یکی هم پائیدن من .این دوتا را ازش بگیری رفته است .
+ نوشته شده توسط غلام رضا تختی در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 22:33 |