امتحانات ما تمام شد. دو تاشون سخت بود ولی بقیه خیلی اسون بودند. حالا منتظرنتیجه هاهستم سه شنبه میتوانم از طریق اینترنت نمره هایم را ببینم .
خاله مهرنوش و عمو خسرو پیش ما هستند از کالیفرنیا امده اند و امروز همگی رفتیم سینما. من و بابام رفتیم Paul Blart: Mall Cop مامانم, خاله مهرنوش و عمو خسرو رفتند Gran Torino. من Paul Blart: Mall Cop را خیلی دوست داشتم چون خنده دار بود. درباره ی پلیس چاقی بود که نمی توانست هیچ کاری را درست انجام بدهد . وقتی که دزد ها حمله می کردند از توی Mall نمی توانست بیاد بیرون و با دزد ها بجنگد.
پارسال وقتی می رفتیم سینما من از بابام می پرسیدم چی می گویند. الان بابام از من می پرسه: غلامرضا چی گفتند؟![]()
+ نوشته شده توسط غلامرضا تختی در دوشنبه 30 دی1387 و ساعت
5:28 |

