تبليغاتX
چراغ جادو
امروز من و پدرم به دیدن  یک فیلم ترسناک رفتیم.پدرم خیلی نترسید ولی من خیلی ترسیدم.درباره ی مردی بود که مادرش خواب می بیند که در خوابش دو تا x و یک + one می بیند و یک اسکلت کله ی آدم .بعدن می فهمد که اون ها یعنی شیطان می خواهد بچه اش را در 21 سالگی بکشد! ولی آخر فیلم دوست هایش نمی گذارند که او را بکشند. پدرم از فیلم خوشش نیامد ولی من خیلی خوشم آمد

چند روز دیگر هالوین است .مغازه ها پر از اسکلت و لباسهای سیاه و شرنده پرنده است .با ماسکهای ادمهای وحشتناک .من هنوز نمی دانم که مراسم چطور خواهد بود اما می دانم که بچه ها می ایند دم خانه ادم و درمی زنند و شرینی می خواهند مادرم میگوید مثل چهارشنبه سوری است اما من از چهارشنبه سوری فقط ترقه بازی یادم است مامانم میگوید آن وقتها می رفته اند درخانه همسایه ها در می زدند و از انها چیزی میگرفتند .راستی توی مدرسه ما هم جشن  می گیرند من هم یک لباس سیاه وحشتاک خریده ام که ان روز بپوشم .دلم می خواهد راجع به امتخانها هم حرف بزنم اما این را میگذارم برای نوبت بعد.

+ نوشته شده توسط غلامرضا تختی در دوشنبه 30 مهر1386 و ساعت 4:34 |
    من سه روز تعطیل بودم جمعه, شنبه و یکشنبه و ما به لس آنجلس رفتیم. من و بابام شنبه به دیزنی لند رفتیم.آن قدری که می گفتند خوب نبود ولی بد هم نبود.شاید ما خوشمان نیامد چون نمی دانستیم کجا بریم. ما 3 ساعت توی دیزنی لند ماندیم ولی معمولا باید 8 ساعت بمونیم تا کل  دیزنی لند را ببینیم! ماه دیگه با  دختردائیم و دائیم  می ریم انها هرسال به انجا میروند دختر دائیم در این جا به دنیا امده و شش سال دارد پسرهای دائیم از من بزرگترند اما انها هم می ایند .شاید با انها خوش بگذرد !
+ نوشته شده توسط غلامرضا تختی در سه شنبه 17 مهر1386 و ساعت 7:35 |
 جمعه فیلم خیلی قشنگی دیدیم. اسم فیلمی که دیدیم the game plan بود. بابام که فکر می کرد فیلم بدی است خیلی خوشش آمد!مامانم هم بود. همه ی ما از فیلم خوشمان آمد.

Mr.Bean's Holiday هم یکی از فیلم های خوبی بود که من دیدم ولی بابام خوشش نیامد. کلا بابام از Mr.Bean خوشش نمی آید. یکی از دوست هایم از Mr.Bean خیلی خوشش آمد.

+ نوشته شده توسط غلامرضا تختی در دوشنبه 9 مهر1386 و ساعت 7:39 |