دومی اینکه خون دماغ شدم. یبسکتبال بازی میکردیم که از هوا توپ آمد و فکرکرد اگر بخوره تو صورت من ازهمه بهتر ه .مرا همان موقع بردند یش نرس مدرسه و بیچاره شدم.اول گفت دماغت را با دستمال بگیر و مدتی نگه دار...مدت منظورش یک ساعت بود.بعد با یک چیز اجق و وجقی دماغم را پاک کرد بعد یک دستمال داد دستم گفت اگر دوباره شرو ع کرد با این دماغت را پاک کن و بیا اینجا ...![]()
سومین بلا ...دل دردم بود که از همه بدتر بود .اما نمی دانستم کلمه دل درد به انگلیسی چه می شود.بعد ماریان دوستم (درمدرسه های این جا دختر ها با پسرها همکلاس اند و باهم توی یک کلاس می نشینند) (ماریان پسر است) به دادم رسیدبه معلم گفت که این دلش درد میکند و باید برود پیش نرس.اینجا هم یک ساعتی معطل شدم بعد نرس به بابام زنگ زد و او مدم خونه و تا آمدم خونه(به کسی نگین) دل دردم خوب شد!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این جا خیلی زیاد برف می آید. خیلی کیف می دهد.حدودا یک ساعت است که برف می آید و همه جا حتی خیابان ها هم سفیدپوشیده از برف است.![]()

